الاسراف البرق،یتکمل نیم ال ایمان
اللیل :
در تاریکی چشم چشم را نمی بیند. و دست به دست نمی رسد. و کسی کسی را نمی شناسد و هرجا که کی به کی بودُ بدان که تاریکی بود.
دو ساعت شب.دو ساعت روز. و باقی را نگو و نپرس. حقمان هم هست. تا ما باشیم انرژی مملکت را اسراف نکنیم. چون اختیارش با ما که نیست...
تاریکی شهر را می بلعد. تاریکی آدمها را جدا می کند از هم . و بختک سیاه با خیال راحت به کارش می رسد.

القصه:
و به من مربوط نیست که اورشلیم را کدام پیامبر مهد موعود قوم برتر جهان اعلام کرد.
آنچه به من و ما مربوط است مرزهای ماست که هیچ ربطی به هیچ چیز ندارد و ملیت ماست و هر کشوری هوا پیما و تانک و توپ به سوی خاک کوروش خیز و رستم و آرش نشانه رود باید برود به درک.
الراز:
تاریکی اگر پشت پلکهایم باشند خوشا شادان روزی که به رخ تو پر نور شود روزم.
البیت:
تا بر نماز استاده ام/گویی به محراب اندری
النظر:
کسی که سودا ی خاک کشورم کند باید خرخره اش را جوید. چه همزبان باشد چه باز آمده از توران و روم.
الاختتام:
نفت،خون جهانی که به دست خونریزان اداره می شود. و یادآر در هر جنگ،مردمان اند که میمیرند نه حاکمان.
۲ مرداد ۱۳۸۷
هرگونه نقل قول از مطالب اين وبلاگ تنها با ذکر آدرس وبلاگ مجاز است. نقل کامل
يک مطلب تنها با اجازهی نويسنده مجاز است.
خزه مسئوليتی در قبال مطالب اين وبلاگ ندارد.



نظر خوانندگان:
فردا تو را نه مرز بایست و نه بوم
نی در دل زنگ جای، نی در دل روم
خود پیل تویی، امشب از بهر خدای
در لانه ی زنبور مگردان خرطوم
چندم مرداد - بالتیمور
سلام صالح
ستاره دنباله دار پرواز كرده؟