شهید نویسی
اگر گفته میشود شهيدان در جوار ربّانيت زندهاند و روزی میگيرند، پس از عالم چشم و گوش و دهان و لمس و درد رهيدهاند.
چهطور است كه تصوير همين چشم و گوش و بصر، رنگهای جامه و مو با تأكيد زياد در زيبايیهای صوری و گذرنده، هنوز آنها را رها نكرده؟ نقاشیهای ديواری و يادمانهای ديگر شهدا در شهر و ديار من، هدف و علت وجودی خود را نفی میكند. با بودناش میگويد من نيستم. حتا پيام و بيانيهی خود را رنگپريده و بیرمق نشان میدهد. برای تأكيد بر رهايی از زندان استفاده كرده. رهايی مرگ شكوهمندی چون شهادت، ترجمان شده در زندان تن فيزيك چهرهها. حتا گاهی با ايراد و زشتیهای بصری. آيا اينها باعث نمیشود خيال روحانی آدمی محدود به ظواهر بشود. خيال روحانی میخواهد مفهوم شهيد را بهجا بياورد، اما ظاهر شهيد از چهار جهت احاطهاش كرده
*
این بخشی است از نوشته ی دنباله دار من در نشریه ی اینترنتی آقای دنباله دار.فروغ این شماره چون بی پروا به وقایع تیر ماه هم پرداخته خواندنی تر است:
www.forough.net
*
ضمنن خوابهای خیال انگیزت مبارک بر من و مداوم باد.
۱۷ تير ۱۳۸۷
هرگونه نقل قول از مطالب اين وبلاگ تنها با ذکر آدرس وبلاگ مجاز است. نقل کامل
يک مطلب تنها با اجازهی نويسنده مجاز است.
خزه مسئوليتی در قبال مطالب اين وبلاگ ندارد.



نظر خوانندگان:
من هم آروز دارم شهيد شوم
انشاءالله به زودی به این آرزو نائل می شوید.