سلام آقای دنباله دار!
اولن:یک نوشته ی مفصل و سلسله وار( مکرر تر از سلسله جبال مکران)در نشریه ی اینترنتی برادرمان آقای ستاره ی دنباله دار گذاشته ام. اهل حال بخوانند و فرمایش کنند.نشریه ی اینترنتی فروغ
دومن:میان من و تاریکی و اسب و عصا،راهی کشیده تا متناهی.جاده، چه در پیچاپیچ شهر ممتد چه در کوهستان مه زده گیج یا گم؛...راه به قعر مکعب حلقوم اسبی می برد ترسیده.اسبی که تکانه های بلند باد می دردش از هم.
این حرف و نوشته قطعه ای بود از مچموعه داشتان من به نام"خانه به سیلاب" که بالاخره بعد از دو-سه سال مجوز نشر اش آمد و توی محل پارچه زدند و اسفند دود کردند،گوسفند کشتن بماند برای انتشارش که دست نشر "ماه ریز"است و تابستان به بازار می آید.
سومن:به باران انگشتانت بر پوستم،به شمردن خطوط نرم لبانت، به نرمای تن توست که پناه می برم.نزدیکتر بیا،نزدیکتر بیا تا سفیدی دندانهایت را چون شیر بنوشم.
۲ تير ۱۳۸۷
هرگونه نقل قول از مطالب اين وبلاگ تنها با ذکر آدرس وبلاگ مجاز است. نقل کامل
يک مطلب تنها با اجازهی نويسنده مجاز است.
خزه مسئوليتی در قبال مطالب اين وبلاگ ندارد.



نظر خوانندگان:
نمي دانم اگر اين ستاره هاي دنباله دار و آقايان دنباله دار شايد هم خانمهاي دنباله دار نبودند تو درباره چه كسي مي نوشتي صالح
:)