اندر غلط
من با تو چنانم ای نگار رفتنی
کاندر غلطم که من توام یا تو منی
گه من منم گه من توام
گه تو منم گه تو تویی
چنین است و چنین شده است که شده ایم و رفته.و در انتظار گشایشی از درون بودیم و توقع گشودنی ، راهی که به درون باز شود نبود.اما نمی دانم چه شد و چه خواهد شد. و حالت منگ گم شده ای در مه دارم .شکل از شکل افتاده ی سرگردان در شهر، شبگردی مبتلا بودم و هستی. وتنها می دانم من و ناگهان و دیگر تو..
۶ خرداد ۱۳۸۷
هرگونه نقل قول از مطالب اين وبلاگ تنها با ذکر آدرس وبلاگ مجاز است. نقل کامل
يک مطلب تنها با اجازهی نويسنده مجاز است.
خزه مسئوليتی در قبال مطالب اين وبلاگ ندارد.



نظر خوانندگان:
خیلی ناگهانی بنده این بیت را سرودم گفتم برایت بفرستم:
گر چه علم من اخته چو باد هواست
عالم و آدم به چپ، فانی و باقی به راست
خیلی ناگهانی بنده این بیت را سرودم گفتم برایت بفرستم:
گر چه همه علم من اخته چو باد هواست
عالم و آدم به چپ، فانی و باقی به راست