نوعی شگرف از زیستن

این ماجرا نشان دهنده ی یک رابطه ظاهری میان عرفان عملی و معماری نیست. اما در عمق خود نمود جریان عمیقی است که از توکل معنوی آدمها سرچشمه گرفته است.
در منطقه کردنشین "ریجاب" واقع در استان کرمانشاه و در جاده ای که با سرپل ذهاب و بعد قصرشیرین منتهی می شود، در دل کوه زیارتگاهی است که مردم محلی آنجا "بابا یادگار"اش می خوانند.
میزان سنگینی فضا و حالاتی که به آدمی دست می دهد درآنجا به حدی است که همگان از هر فرقه و آیینی به این زیارتگاه کوهستانی می آیند و مراقبه و آرامش پخش هوا را استنشاق می کنند.
بابا یادگار در کناره ی یک پرتگاه بلند گنبد افراشته ودر زمستان رفتن به آنجا کاری سخت و تاچندی پیش گاه غیر ممکن. هر چند در همان برف هم در راه روی برف¬، جای پاهای برهنه¬ای می¬بینی که مشتاقانه و ممتد کشیده شده اند تا بالا و رفته¬اند تا صحن حرم کوچک سفید و گنبد سفید آن نشان اعتقادی شگفت است که مردم به این زیارتگاه دارند دراندیشه¬ی مردم منطقه در تن بابا یادگار روح امام حسین(ع) بوده است که حلول کرده و عده ای دیگر براین عقیده اند که سر امام حسین در این مکان دفن است. عده ای دیگر که نظرشان معتبرتر به نظر میرس می گویند امام حسین در زمان حمله اعراب به ایران از اینجا گذر کرده و در آب چشمه ای "غسلان"اش میخوانند وضو ساخته.
باری به هر حال، هرچه هست بابایادگار یعنی یادگار حسین و نشانه امام کشته درکربلاست درمیان کوه¬های دالاهو.
آن پرتگاهی که کناره زیارتگاه قرار دارد بارها زائرانی را به باد داده و در راه شوق، پا لغزانده و سقوط کرده بودند واین دره شده بود دردسر سهمناک قبر متبرک بابا و هربار که تصمیم به سنگ چیدن ودیوار کشیدن داشته¬اند کسی از آن بالا پرتاب می¬شد و کار ناممکن می ماند. عمویی که نامش فراموشم شده سی سال پیش ازاین به بابا یادگار رفته و چله نشسته وبه ریاضت و خلوت فرو شده. بعد آمده و در میان نکوهش آنها که نگران حال وجانش بودند گفته که مصمم است لبه پرتگاه سنگ بچیند و دیوار بسازد.
و طنابی بلند از داخل حرم کوچک به کمر خود بسته و از لبه پرتگاه به آن بلندی آویزان شده و سنگ چیده و آمده بالا.
بابا یادگار معماری بسیار ساده¬ای دارد و دور آن محصور است و طرف چهارم همین پرتگاه سنگ چین بلند است.
عموی ماجرای ما با تکیه و توکل به روح بلند "یادگار امام حسین(ع)" دیوار راتمام کرده و جان صدها نفر پس از خود را نجات داده است و جان جاوید خود را نجات ابدی داده تا به بهشت ومیان دستان اولیاء پرتاب شود و زندگی کند.
سلوک آن درویش گمنام نشان روشن و واضحی است از سبک و سیاق زندگانی کسانی که روزگارشان به شکل ملموس و واقعی و عملی با عرفان درآمیخته و نزد آنان عرفان تنها امری شعاری و انتزاعی و در پیچیده به ابهامات فراوان نیست. که عرفان عملی نوعی شگرف از زیستن است.

۲۹ بهمن ۱۳۸۶


















لطفن عدد داخل مستطیل را وارد کنید:   

   


هرگونه نقل قول از مطالب اين وبلاگ تنها با ذکر آدرس وبلاگ مجاز است. نقل کامل يک مطلب تنها با اجازه‌ی نويسنده مجاز است.
خزه مسئوليتی در قبال مطالب اين وبلاگ ندارد.