هر نکته مقامی دارد و چغر ها
یک.
نمی دانم به کجای دنیا بر می خورد ما هم چهره رو کنیم و نام و آوازه به هم بزنیم که، هر از گاه، گه گاه ، بند می شود به ریش بنده و چهره و رخی که قاب است بالای این کادر.
بگذار به حساب خود نمایی. بگذار به حساب عقده های فرویدی و منکوب شده ی سن بلوغ...اما دست از ریش و پشم ما بردار که ریشه اش سست است و لاجرم می ریزد..
از عالم و قضا، این هم ریخت ما است.
چه کنم؟
باید جای ریخت به نوشته و حرف بند کنی که آن چهره ی ماست. درون ناب ما است. اما نمی کنی!غافل که: هرسخن فلان و هرنکته مقامی دارد.
دو.
نمی دانم چه بر سرمان آمده.
وضعی است مضحک. نامش را می گذارم عرصه ی "چغر" ها. دوران ما عصر کوتوله هاست. از راس و بالا ، از آنها که سرنوشتمان دستشان است بگیر و بیا تامربی تیم ملی فوتبال و فرهنگی ها مان . و برس به خودمان.
دنیا افتاده دست آدمهای ریزه میزه و زشت و چغر و کوتوله که جایی که نشسته اند، برایشانم گنده است. کفشی که به پا دارند برایشان گشاد است.
و سر بچه بازی هم ناگهان می زنند فتیله ی عالم را روشن می کنند.
شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
( گشتیم نبود، نگرد ، نیست)
۷ مرداد ۱۳۸۶
هرگونه نقل قول از مطالب اين وبلاگ تنها با ذکر آدرس وبلاگ مجاز است. نقل کامل
يک مطلب تنها با اجازهی نويسنده مجاز است.
خزه مسئوليتی در قبال مطالب اين وبلاگ ندارد.



نظر خوانندگان:
يك.من فقط يه چيزي بگم و تن تن برم...نثري كه داري باهاش مي نويسي يه كم سر گيجه آور نيست؟ اونم براي يه وبلاگ؟ آدم رو ياده يكصد سال قبل بلكه بيشتر مي اندازه...
دو.از عالم و قضا... هي!... خوش ريختي! :))
آقا واقعن كه كوتوله و چغر و كفش گشاد كم است. ناخون بلند موهاي كثيف دست هاي سياه واه و واه و واه!
دير به روز مي شين چقدر!
سلام...جناب تسبيحي نزنين ريشاتونو...ما دو روز پيش سر كلاس تصوير سازي بحث امون سر ريش هاي شما بود!!!
اخه يه اگهي كلاس تصوير سازي ازتون ديديم يادتون افتاديم....خلاصه اينكه همين باشين...البته لطفا!
مرسي تا...
سلام.
اینطور که به نظر می رسد به خیلی جاهای دنیا بر می خورد برادر!
خوشمان آمد از خواندنتان.
سپاس.
اين هم يو .آر.المان